به استقبال محرم عکسهای مشدی گذاشتم کلیک کن حالشو ببر



































منتظر شبهات وهابیت به امام حسین(علیه السلام) در برچسب پرسش و پاسخ باشید ما رو از دعای خیرتون فراموش نکنید

آیا دلیلی هست که حضرت محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) نماز را دست بسته خوانده است؟



در سنن بیهقی جلد 2، صفحه 72 ـ 73 ـ 101 ـ 102 و سنن ابوداود جلد 1، صفحه 194 باب افتتاح صلوة حدیث
730 و 736 و سنن ترمذی جلد 2، صفحه 98 باب صفة الصلوة.که همگی از منابع اهل سنت هستند آمده است که صحابی بزرگ ابو حمید ساعدی برای جماعتی از صحابه پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) از جمله ابو هریره الدوسی سهل الساعدی ابو اسید الساعدی ابو قتاده حارث بن ربعی محمد بن مسلمه کیفیت نماز پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را شرح می‌داد و تمام جزئیات مستحب(کوچک و بزرگ) را نقل کرد و لی دست را روی دست گذاشتن را نگفت. و این که او نقل نکرده معلوم می‌شود جزء افعال پیامبر نبوده است.بر گرفته از سایت راسخون ارسال شده در تاریخ 88/9/2

ایا برپایی جشن مولودحضرت محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) (بدعت) ‌است ؟



برگزاری مراسم جشن و سرود در ایام تولد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) یکی از عادات نیکوی مسلمانان بوده است که در جهت عمل به دستورات قرآن کریم صورت می‌گیرد، زیرا برگزاری مجالس جشن و سرود در ایام تولد پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت علیهم السلام و همچنین برگزاری مجالس عزا در ایام حزن و اندوه آنان نشانه مودت و محبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و اهل البیت (علیهم السلام) می‌باشد که قرآن می‌فرماید:..قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی..[1]بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‏کنم جز دوست‏داشتن نزدیکانم [= اهل بیتم‏] و در سوره اعراف می‌فرماید:
پس کسانی که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاریش کردند و نوری را که با او نازل شده است پیروی کردند، آنان همان رستگارانند.
بزرگ و عزیز داشتن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) اختصاص به زمان حیات آن بزرگوار ندارد بلکه در همه زمانها ممکن است و اقامه مجالس جشن و سرود در میلاد آن حضرت نمونه‌ای از احترام به آن حضرت است که مورد تأکید قرآن است.
در همین زمینه "قسطانی" در کتاب "المواهب اللدنیه" می‌گوید: همیشه اهل اسلام در ماه ولادت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) جشن می‌گرفتند، ولیمه می‌دادند، صدقه می‌دادند و اظهار سرور می‌نمودند و..[3]
پس احتفال و تزیین به مولد النبی (صلی الله علیه و آله و سلم) نه تنها بدعت نیست بلکه یکی از سنت‌های حسنه رایج در بین مسلمانان بوده است.
پی نوشتها:
[1]-سوره الشوری آیه 23 *ذلِکَ الَّذی یُبَشِّرُ اللّهُ عِبادَهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبی‏ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فیها حُسْنًا إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ* این همان چیزی است که خداوند بندگانش را که ایمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند به آن نوید می‏دهد! بگو: «من هیچ پاداشی از شما بر رسالتم درخواست نمی‏کنم جز دوست‏داشتن نزدیکانم [= اهل بیتم‏]؛ و هر کس کار نیکی انجام دهد ، بر نیکی‏اش می‏افزاییم؛ چرا که خداوند آمرزنده و سپاسگزار است.
[2]-سوره اعراف آیه 157 *الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ اْلأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ اْلإِنْجیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ اْلأَغْلالَ الَّتی کانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذینَ آمَنُوا بِهِ وَ عَزَّرُوهُ وَ نَصَرُوهُ وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ* همانان که از این فرستاده، پیامبر درس نخوانده- که [نام‏] او را نزد خود، در تورات و انجیل نوشته می‏یابند- پیروی می‏کنند [همان پیامبری که‏] آنان را به کار پسندیده فرمان می‏دهد، و از کار ناپسند باز می‏دارد، و برای آنان چیزهای پاکیزه را حلال و چیزهای ناپاک را بر ایشان حرام می‏گرداند، و از [دوش‏] آنان قید و بندهایی را که بر ایشان بوده است برمی‏دارد. پس کسانی که به او ایمان آوردند و بزرگش داشتند و یاریش کردند و نوری را که با او نازل شده است پیروی کردند، آنان همان رستگارانند.(ترجمه فولادوند)
[3]-المواهب اللدنیه، ج 1، ص 3.27

برگرفته از سایت راسخون ارسال شده در تاریخ 1388/9/2

بازداشتگاههای مخوف وهابیت

جرم پیروی از پیغمبر گرامی اسلام شکنجه .قتل و.... از طرف کور دلانی استکه فکر میکنند اسلام سرتاسر مهربانی نبی مکرم اسلام

تکفیر دیگران و کشتن انهاست (وهابیت و دیوبندی)نوکران خوب نه بسیار عالی دشمنان اسلام میباشند



سجده فقط از نوع وهابی

سجده بر خاک حرام است اینطوری باید سجده کنی(وهابیت)




گرايشهاي موجود در وهابيت و تقسیمات جدید شون

1. محور اعتقادات : دانستن ريشه عقايد وهابيت و آشنايي با آنها و شناخت موسسين اين فرقه.

ريشه اعتقادات آنها در افكار ابن تيمه صاحب كتاب منهاج السنه كه در مقابل كتاب مفتاح الكرامه علامه حلي(ره) نوشته شده است.

2. گرايشهاي فكري وهابيت در دنيا به دو دسته تقسيم مي شوند:

الف: وهابيت راديكال (افراطي)

ب: وهابيت معتدل

و در تقسيم ديگر وهابيت به عرفاني و غير عرفاني تقسيم مي شود. مكاتب و گروهايي در جهان وجود دارد كه عقايد آنها شبيه وهابيت است ولي نمي توان آنها را وهابي ناميد مثل طرفداران مكتب ديوبند در هندوستان و سيستان بلوچستان ايران و يا مكتب اهل حديث كه مانند وهابيون اهل تقليد نيستند پس بايد در اين محور اين گرايشها را از هم تفكيك نمود.

3.جريان شناسي وهابيت كه بايد سيرتحول وهابيت رابررسي كنيم كه در دورهاي مختلف چه سيري داشتند مثلا وهابي كه درعصرابن تيميه موسس اين فرقه بودباوهابيت زمان محمدابن عبدالوهاب كاملا متفاوت است ما دراين گرايش به دنبال بررسي علت عناد ابن تيمه با تشيع هستيم يا چرا محمدبن حنفيه به اين فرقه گرايش پيداكرد.

ارسال شده در تاریخ 8/25

روشهاي وهابيت دراثبات ديدگاه خود

.روشهاي محتوايي 2.روشهاي تبليغي

مراد از روشهاي محتوايي روشهايي است كه وهابيت دراستدلالات خود ازآنها استفاده مي كند روش وهابيت يا اهل سنت نقل گرايي است يعني ايشان عقل را تعطيل مي كنند و مي گويند آنچه براي ما حجت است كه دركتاب وسنت و سيره صحابه و اجماع وجود دارد

2.درروشهاي تبليغ پرسش ما اين است كه روشهاي وهابيت درتبين عقايد خود چيست؟

وهابيت ازروشهاي مختافي درتبليغ مكتب خود استفاده مي كند عبارتند از:

الف- نهضت جماعت تبليغ

ب- سازمان الرابطه اسلاميه

ج- دانشگاه هاي وهابيت به نام جامعه المديني وجامعه ام القرا

د- انتشاركتب توسط وهابيت درزمينه هاي اعتقادي وتخريب عقايد ديگران و تبليغ ازطريق سايت هاي اينترنتي

ارسال شده در تاریخ 1388/8/25

افشاي فعاليت‌هاي تروريستي وهابيت در قلب اروپا


پيشروي فعاليت سلفي‌هاي افراطي و سوء استفاده از مساجد و مراکز تجمع مسلمانان در سايه حمايت کشورهاي حوزه خليج فارس نگراني شديد مجامع اروپايي را برانگيخت.
به گزارش پايگاه البروج، وهابيون اروپا در جديدترين اقدامات خود مساجد و مراکز اسلامي مسلمانان را به عنوان جايگاهي براي برگزاري نشست و هم‌انديشي انتخاب کرده‌اند، تا جايي که اين امر موجب افزايش حساسيت مجامع اروپايي نسبت به مسلمانان و به ويژه مراکز تجمع آنان شده است.
گروه‌هاي سلفي و يا به عبارت ديگر وهابي‌ها که اروپايي‌ها خاستگاه آنان را عربستان سعودي و سردمدار آن را اسامه بن لادن مي دانند، اخيرا نگراني شديد کشورهاي اروپايي به ويژه دانمارک، ايتاليا، آلمان، انگليس و اسپانيا را برانگيخته‌اند.
برخي از منابع خبري اروپايي اعلام کردند: در پي شدت گرفتن فعاليت وهابي‌ها در اروپا و کنترل شديد برخي مساجد و مراکز تجمع مسلمانان، تعدادي از اين افراد از جمله گروه هماهنگ کننده اقدامات تروريستي و انتحاري در عراق دستگير شدند.
مجامع اروپايي همچنين با اشاره به اين که پس از دستگيري اين افراد اطلاعات بسيار مهمي از شيوه فعاليت آنان بدست آمده است، اظهار کردند: افراد مذکور پس از دستگيري به حمايت مالي کشورهاي حوزه خليج فارس به ويژه عربستان سعودي، امارات، قطر، برخي از موسسات مالي رسمي و خصوصي و برخي از علماي سلفي اين کشورها اعتراف کردند.همچنين مقدار زيادي مواد جهت ساخت مواد منفجره تي اي تي بي و مقدار زيادي اسلحه در مساجد محل تجمع وهابي‌ها در دانمارک کشف شد.
گروه‌هاي دستگير شده يک گروه از چهار گروه فعال وهابي‌ها و عاملان انفجارهاي لندن در جولاي 2005 به شمار مي‌‌آيند.
درپي اين امر و همراه با تشديد پديده اسلام هراسي در اروپا، بسياري از کشورهاي اروپايي کنترل شديد خود بر مساجد و مراکز تجمع مسلمانان را آغاز کرده اند.
از سوي ديگر بسياري از مجامع اسلامي بزرگ جهان، ضمن محکوم کردن فعاليت وهابي‌ها، خواستار ريشه کن کردن اين افراد شده و اعلام کردند: فعاليت وهابي‌ها که اکنون پاي خود را از منطقه خاورميانه فراتر نهاده و در اروپا آغاز به کارکرده به تخريب چهره مسلمانان در جهان انجاميده و آنان را در فشار بيشتري از سوي غير مسلمانان قرار خواهد داد.


نقل از سایت نافذ ... ارسال شده در تاریخ 1388/8/25

جريان شناسي وهابيت ياسلفيت

رابطه اين دوعام و خاص مطلق است ما دراين جا به اين پرسش پاسخ ميدهيم كه چه زمينه ها وعواملي باعث به وجودآمدن سلفيت شده است ؟

سلفيت قائل است اعمالي كه گذشتگان انجام داده اند براي بعدي ها حجت است و اگرچندي بدان افزوده شود بدعت است .

چرا وهابيت درعربستان شكل گرفت ؟چرا با اينكه ابن تيميه درسوريه زندگي مي كرد ولي اين فرقه درعربستان شكل گرفت نه سوريه؟ فايده بحث جريان شناسي وهابيت اين است كه ما به راحتي ميتوانيم زمينه هاي پيدايش اين مكتب را دركشور خود يا مناطق مختلف آن بدست بياوريم كه چرا اين فرقه در ميان سيستاني ها يا گرگاني ها تاثيرداشته و...

وهابيت وسياست موضوع اصلي سياست قدرت است و يكي ازاهداف اساسي وهابيت مساله قدرت است بنابراين ازهمان ابتدا كه محمد ابن عبدالوهاب كارخود را شروع مي كند دركنار محمد ابن سعود (آل سعود ) قرار مي گيرد، بنابراين درعربستان اسلام دولتي وجود دارد يعني اسلام درخدمت دولت است ولي درايران دولت اسلامي وجود دارد به اين معنا كه اسلام كه دولت درخدمت اسلام است مثلا درزمان جنگ شوروي با افغانستان آوارگان افغان به دو كشور سرازيرشدند ايران و پاكستان،ايران مرزها را بازگذاشته و افاغنه وارد شدند و درتمام نقاط ايران پراكنده شده و سالها به زندگي ادامه دادند حتي بعضي از شغلها را نيز تصرف كردند ولي بعد ازساليان دراز هيچ يك ازدو طرف افاغنه و ايرانيان از زندگي در كنارهم راضي نبودند اما درپاكستان با سياست وهابيت افاغنه رادركنارمرزها مستقركردند وچون آنها كار و شغل و درآمدي نداشتند وهابيت آنها را در مدارس و حوزه هاي علميه خود پذيرش نمود و سالها آنها را آموزش اعتقادي داد وهمين شد كه پس ازچند سال اين گروه به طالبان تبديل شده و افغانستان را زيرورو كردند


ارسال شده در تاریخ 1388/8/25

ويژگی های وامتیازات فرقه وهابیت در نگاه استاد دکتر سید مهدی موسوی

فرقه وهابيت نسبت به ساير فرق واديان ويژگي خاصي دارد و ازامتيازات ويژه اي برخورداراست كه امروزه نمي توان آن راصرفا يك اعتقاد محسوب كرد بلكه اين فرقه جنبه سياسي به خودگرفته وبه صورت ابزاري دردست استعمار ودشمنان تشيع قرار مي باشد ازجمله طالبان و القاعده به خلاف مكاتب اربعه اهل تسنن كه يك سير طبيعي داشته ولي وهابيت اين طورنيست0عوامل رشد وهابيت .

1.جاذبه وداعيه اي كه در دعوت اين فرقه است: كه ميخواهيم تمام اسلام را از خرافات و بدعتهايي كه درطول 1400سال در آن به وجود آمده است نجات دهيم (اسلام پاكي) دنياي اسلام چون با هجمه عظيمي از خرافات مواجهه است ادعاي وهابي ها جلب توجه مي كند. جريان وهابي ها مانند جريان جنگ صفين است كه قرآن ها را برسر نيزه كردند و مسائل مهم اعتقادي شيعه را كنار گذاشتند.

2. القاي شبهه: هميشه القاي شبهه راحت وآسانتر از پا سخ به آن است. اين شيوه را وهابيت به شدت دنبال مي كند و با القاي شبهه در ميان مردم خصوصاً در دين و تشيع زمينه رشد خود را فراهم كرده است.

3. قدرت و تبنيه اقتصادي كه وهابيت در اختيار دارد. عربستان با حدود 22ميليون جمعيت اولين توليد كننده نفت است و در آمد كلاني از آن به دست مي آورد و نيز از حج و مدينه النبي در آمد بسياري دارد كه باعث شده است كه قدرت زيادي را در گسترش وهابيت به دست بياورد.

4. استفاده از روشهاي تبليغي: بزرگترين اجتماع وهابيت كه دومين اجتماع بزرگ بعد از مراسم معنوي حج مي باشد هر سال در روز 13آبان در پاكستان برگزار مي شود و روشهاي تبليغي مختلف را به كار مي گيرند كه با تبادل نظر بتوانند در دنيا تبليغ وهابيت را بنمايند.

نكته: امروز وهابيت مانند ساير فرق به شاخه متعددي تقسم شده است كه ديگر كسي قادر به بررسي تمامي شاخه هاي آن نيست بنابراين بايد هركسي شاخه اي را انتخاب كند و پيرامون آن كار كند.


ارسال شده در تاریخ 1388/8/25

عرب آنلاین: شيعيان قدرتمندتر مي شوند

شیعیان تنها یک گروه شناخته شده در ایران و عراق نیستند بلکه هم اکنون در کویت، عربستان، بحرین، قطر و عمان صدایی برای شنیدن دارند و علاوه بر آن در یمن و لبنان و سوریه نیز فرقه های مختلف شیعه نظیر علوی ها، زیدی ها، اسماعیلیه و دروزی ها فعالیت های مذهبی و سیاسی قابل توجهی دارند که اگر شرایط به همین گونه پیش برود در آینده باید...

به گزارش شيعه آنلاين به نقل از تابناک‌‍، "کشورهای عربی در آستانه جنگ های طایفه ای" این جمله، تیتری است که "عرب آنلاین" برای گزارشی از وضعیت جنگ در یمن انتخاب کرده است.


"عرب آنلاین" در این گزارش خبری، با اشاره به ورود عربستان به جنگ داخلی یمن، و همچنین ارسال نیروهای احتیاط عربستان به مناطق مرزی و به دنبال آن تشدید نبردها میان نظامیان یمنی و سعودی با معترضین شیعی موسوم به "الحوثی" می نویسد: شیعیان در سراسر منطقه عربی به شکل فزاینده ای در حال گسترش هستند و این گروه که تا قرون اولیه هجری قمری اقلیتی کوچک در منطقه خاورمیانه بودند هم اکنون در تمامی کشورهای عربی حضور فعالی دارند و با ایجاد گروه های مختلف بر مناسبات منطقه ای تاثیرگذار شده اند.


این پایگاه اطلاع رسانی عربی در ادامه می افزاید: شیعیان تنها یک گروه شناخته شده در ایران و عراق نیستند بلکه هم اکنون در کویت، عربستان، بحرین، قطر و عمان صدایی برای شنیدن دارند و علاوه بر آن در یمن و لبنان و سوریه نیز فرقه های مختلف شیعه نظیر علوی ها، زیدی ها، اسماعیلیه و دروزی ها فعالیت های مذهبی و سیاسی قابل توجهی دارند که اگر شرایط به همین گونه پیش برود در آینده باید این کشورها شاهد درگیری های طایفه ای بین دولت ها و شیعیان باشند همان حادثه ای که هم اکنون در یمن رخ داده و ارتش یمن و عربستان را درگیر مبارزه با گروه "یحیی عبدالمالک الحوثی" کرده است.


"عرب آنلاین" در پایان می نویسد: بدون شک شیعیان سراسر جهان از ایران و فرهنگ شیعی حاکم بر آن الهام می گیرند و برای اینکه بتوان منطقه را از جنگ های پایان ناپذیر مذهبی رها کنیم باید مردم این کشورها را از عواقب جنگ های طایفه ای آگاه کنیم و اجازه ندهیم هر از گاهی به نام اختلاف های دینی، شمشیر در میان مسلمانان ظاهر شود و خون مسلمانان به دست خود ریخته شود و این همان ایده ای است که صهیونیست ها در پی آنند و بسیاری از سران کشورها از آن غافل هستند.


ارسال شده در تاریخ 1388/8/24

سوزاندن شیعیان


خاطره ای ازآقاى جهرى (از مسئولين سابق وهابيت در سنگاپور)ا

لاجرم سفر به پايان رسيد وروح و روان من از آب زلال اهل بيت و فرزند خلف آنان پاك و منزه و معطر گشته بود اما دل كندن از چنين فضايى برايم دشوار بود ولى بالاخره سوار بر هواپيما شديم و به سوى كشور خود رهسپار گشتيم تا آن زمان شيعه‏ اى در ديار ما نبود و يا اگر بود من از آن بي اطلاع بودم پس از رسيدن به سنگاپور تغيير افكار و مذهب خود را از همراهان، آشنايان، خانواده‏ ام كتمان نمودم و سعى در مستحكم كردن اين عقيده داشتم. در زمان خواندن نمازهايم مادرم مرا كنترل كرده و از من سوال مي كرد كه نماز را چرا در پنج وقت نمي خوانى كه با كتمان اين موضوع و تقيه كردن اين موضوع را گذراندم لذا با شيعيان كشورهاي اندونزى و مالزى ارتباط پيدا كردم و خود را مجهز به علم و معرفت نمودم تا بتوانم اين مذهب حقه جعفرى را اشاعه و ترويج دهم، ابتدا از خانواده خود شروع كردم و همسرم را دعوت به اين امر نمودم كه او نيز به لطف خداوند متعال شيعه شد و بيشترين كمك را در ترويج ‏برنامه ‏هايم به من كرده است. سپس با همكارى همسرم باجناقهاى خود را به اين صراط مستقيم دعوت نموديم كه آنهم موثر افتاد و بحمدالله همگى آنها شيعه شدند و در اين راستا با يكديگر جلسات هفتگى داشتيم كه دولت ‏سنگاپور اقدام به كنترل و جاسوسى جلسات ما را نمود ولى پس از اينكه متوجه شد كه ما در اين جلسات خطرى نداريم و فقط صحبت مذهبى مي كنيم ديگر با جمع ما كارى نداشتند ولى هنوز كنترل خود را بر ما دارند. و از آنجايى كه خداوند اگر بخواهد هدايت مي كند لطف و رحمتش شامل حال ما شد و ما توانستيم در اين مدت شعاع تبليغ خود را به تمام شهر و كشور توسعه داده و مروج مذهب شيعه بشويم كه تا بحال بالغ بر 1100 نفر از افراد اين كشور به مذهب شيعه گرويده ‏اند و از خداوند متعال خواستاريم كه اين توفيق را بر ما روز افزون نمايد. البته لازم به ذكر است كه در طى اين مدت مشقتها و سختي هايى را نيز متحمل شده‏ ايم كه شيرينى پيشرفت كار آن تلخي ها را از كام ما مي زدايد

نقل از وبلاگ شیعه شدگان
ارسال شده در تاریخ1388/8/24

نظر استاد ادريس الحسينى:بى شك حسين مرا شيعه گردانيد.

استاد ادريس الحسينى، در كتاب خود «لقد شيعنى الحسين (بى شك حسين مرا شيعه گردانيد)» مى‏گويد: يك روز، يكى از نزديكانم از من پرسيد: چه باعث شد كه تشيع را انتخاب كنى؟ گفتم: آن كس، جدم حسين‏عليه‏السلام بود و ضايعه ناگوار شهادتش در روز عاشورا. گفت: چگونه؟ گفتم: هر گاه به ياد صحنه‏هاى دردناك آن روز مى‏افتم، نمى‏توانم آن اعمال فجيع را نتيجه انديشه‏هاى سالم و هدايت يافته بدانم و خون‏هاى پاك اهل‏بيت‏عليه‏السلام را كه بر ريگ‏هاى بيابان كربلا روان گرديد، همچون جريان آب‏هاى معمولى بپندارم. آن خون، خون بهترين و شريف‏ترين كسى بود كه پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله بارها درباره‏اش به مردم سفارش كرده بود...و چنين كسى نمى‏توانست بر باطل باشد و كشندگان او بر حق؛ زيرا قاتلان امام حسين‏عليه‏السلام خود مى‏دانستند كه او بر اميرشان يزيد به مراتب فضيلت دارد و بزرگ دنياى عرب و اسلام است؛ اما چون به مال و ارزش دنيا كه يزيد وعده‏شان داده بود، طمع كرده بودند، به كشتن فرزندزاده پيامبر صلى‏الله‏عليه‏وآله تن در دادند.آرى، حسين‏عليه‏السلام مرا شيعه گردانيد؛ آن گاه كه ياد كرد عظيم او را در سوگوارى‏ها و مراسم عزا و ماتم مشاهده كردم و به حقيقت حال او و معاندانش در حادثه كربلا، آگاه گرديدم. شيعه شدم با خون‏هاى تازه شهيدان كربلا كه بر ريگ‏هاى بيابان طف جارى بود و با ضجه بچه‏ها و شيون زنان. كربلا ورودگاه من به تاريخ است و به حقيقت و به اسلام. حال چگونه مى‏توانم همچون عارفى رقيق‏القلب و شاعرى نازك خيال، مجذوب آن نگردم و بدان گرايش نيابم! یا اباصالح ادرکنیشما چطور شيعه شديد؟ گفت: اسم من ياقوت و شغلم روغن فروشى در كنار پل شهر حلّه بود. چند سال قبل براى خريد روغن از روستاهاى اطراف شهر همراه جمعى از شهر خارج شدم و پس از خريد به طرف شهر به راه افتاديم. در بين راه در يكى از مناطق كه استراحت كرده بوديم، من به خواب رفتم و وقتى بيدار شدم، ديدم دوستانم همگى رفته‏اند و من تنها در بيابان مانده‏ام. اتفاقاً راه ما با شهر حلّه راه بى آب و علفى بود كه حيوانات درنده‏ى زيادى هم داشت و آبادى هم در آن نزديكى نبود. به هر حال به راه افتادم اما راه را گم كردم و در بيابان سرگردان شدم. كم كم از درندگان وحشى و نيز از تشنگى كه ممكن بود مرا از پاى درآورند به شدت به وحشت افتادم. به اولياى خدا كه در آن روز به آنها معتقد بودم مثل ابابكر و عمر و عثمان و معاويه متوسل شدم و از آنها كمك خواستم ولى خبرى نشد. در همين بين يادم آمد كه مادرم به من مى‏گفت: ما امام زمانى داريم كه زنده است و هر وقت كار بر ما مشكل مى‏شود يا راه را گم مى‏كنيم او به فرياد ما مى‏رسد و كنيه‏اش اباصالح است. من با خداى تعالى عهد بستم كه اگر آن حضرت مرا از اين گمراهى نجات دهد به مذهب مادرم كه تشيع است مشرف مى‏شوم. بالاخره از آن حضرت كمك خواستم و فرياد مى‏زدم: يا اباصالح ادركنى! ناگهان ديدم يك نفر كه عمامه‏ى سبزى به سر دارد، كنار من راه مى‏رود و راه را به من نشان مى‏دهد و مى‏گويد: به دين مادرت مشرف شو. همچنين فرمود: الان به منطقه‏اى مى‏رسى كه اهل آن همه شيعه هستند. چند قدمى كه رفتم به همان منطقه رسيدم كه آن حضرت فرموده بود. در حالى كه مسافت تا آنجا به قدرى زياد بود كه دوستانم روز بعد به آنجا رسيدند. وقتى به شهر حلّه رسيديم من به نزد دانشمند بزرگ سيدمهدى قزوينى رفتم و ماجراى خود را براى او نقل كردم و شيعه شدم.
نقل از وبلاگ شیعه شدگان

ارسال شده در تاریخ 1388/8/24

وهابيت در بستر تكفير به وجود آمده و بر طبق آن رشد و حركت كرده است..

مصاحبه با دکتر عصام العماد:اوشيعه‌شناس، متخصص در علم رجال و حديث و تاريخ، مدرس مجمع جهاني اهل بيت(ع) و فارغ‌التحصيل دانشگاه‌هاي مذاهب عربستان سعودي است. وي که خود زماني پيرو وهابيت بوده و اکنون به مذهب تشيع گرويده است، در گفت‌وگوي تفصيلي به تشريح شكل‌گيري فرقه وهابيت و افشاي ماهيت آن پرداخته است.وي با بيان اين كه مبناي فقهي وهابيون بسيار مصلحتي است، گفت كه نگاه فرقه وهابيت فقط در مورد قبور است و انفجار قبوري كه در دنيا صورت مي‌گيرد ناشي از اين تفكر است.العماد، بزرگ‌ترين مشكل دنياي اسلام را حركت وهابيت دانست و با بيان اين كه وهابيون به مقوله‌اي به نام «تقريب مذاهب» اصلا اعتقادي ندارند، پيشنهاد داد كه علماي شيعه و سني در مقابل صدور فتاوي تكفيري وهابيون بيانيه‌اي مشترك صادر كنند.وي با اشاره به اين كه فتواي وهابيون ناشي از تاثيرات عناصر اسراييلي در ميان آنان است، آن را در راستاي متوقف كردن حركت حزب‌الله لبنان و اخوان المسلمين دانست.دكتر عصام العماد كه يمني‌الاصل و 39 ساله است و تحصيلات خود را در دانشگاه‌هاي عربستان گذرانده و روزي خود در زمره پيروان وهابيت بوده و امروز به عنوان يك شيعه‌شناس در ايران به تدريس و تاليف مشغول است، در گفت‌وگويي تفصيلي با خبرنگار فقه و حقوق خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) اظهار داشت: صدور فتواي تكفيري 38 نفر از علماي وهابي عربستان چيز غريب و جديدي نيست؛ چرا كه وقتي ما به تاريخ وهابيت از بدو تأسيس آن نگاه مي‌كنيم، مشاهده مي‌كنيم كه وهابيت در بستر تكفير به وجود آمده و بر طبق آن رشد و حركت كرده است.العماد اظهار داشت: بنده از آن زمان كه به ايران آمدم مشغول تاليف كتب و نقد روش وهابيت شدم كه يك نمونه از مناظراتم با يكي از مفتي‌هاي كويت صورت گرفت و آن در مجموعه كتاب «الزلزال» چاپ شده است كه به فارسي نيز ترجمه شده است.دكتر عصام العماد، شيعه شدنش را هديه‌ي آسماني برشمرد و گفت: من در نزد «بن‌باز» در عربستان مشغول تحصيل بودم و با خود در اين انديشه بودم كه پس از قرن‌ها ارادات خالصانه نسبت به امام علي و امام حسين (ع) و ديگر امامان بزرگوار، همچنان در قلوب عده‌اي موج مي‌زند و كهنه نشده است و از طرف ديگر نقدهاي شديد نسبت به امام علي (ع) و امام حسين(ع) را در مجالس علمي عربستان مشاهده مي‌كردم و مي‌ديدم ظلم‌هاي يزد و معاويه توجيه مي‌شود ولي به راحتي امامان شيعه نقد مي‌شوند.

ارسال شده در تاریخ 1388/8/24

نظر مكتب تشيع، در باورهاى خود به استدلال‏ها و متون قوى دينى استناد دارد

گپى باشیعه شده مغربى،صلاح الفاضلى:‏
نام و نام خانوادگى: صلاح الفاضلى‏كشور: مغرب تحصيلات: ديپلم روان‏شناسى و مشغول به تحصيل در مركز جهانى علوم اسلامى قم‏فعاليت‏ها: فعاليت‏هاى سياسى و فرهنگى در انجمن‏هاى متعدد و روزنامه‏نگارى در يكى از هفته‏نامه‏هاى فرانسوى‏.
پرسمان:
در مورد چگونگی گرویدن خود به تشیع برایمان بگوئید؟
بسم الله الرحمن الرحیم
:در هنگام تحصيل، درباره علل و خواستگاه پيدايش مذاهب و فرقه‏هاى اسلامى درس‏هايى را گذرانده بودم.تلاش نويسندگان اين كتاب‏ها، اين بود كه استدلال‏هاى شيعه را در حقانيت ولايت اميرمؤمنان عليه‏السلام و امامت، بر اساس نصّ الهى، سخيف و بى‏اهميت جلوه دهند؛ ولى در همان دوره هم پيش خودم حضرت على عليه‏السلام را سزاورتر از ساير صحابه، براى حكومت بعد از پيامبر، مى‏دانستم. با شروع مطالعاتم، نوعى اجحاف را در حق اهل‏بيت عليهم‏السلام احساس كردم؛ چون با نام‏هاى جديدى از اهل‏بيت، مثل امام صادق عليه‏السلام آشنا مى‏شدم به شكل مختصر با تاريخ تشيع آشنايى پيدا كردم. به همين شكل، با برخى از برادران ديگر در اين موضوع، بحث و گفت‏وگو مى‏كرديم. تمامى اين مباحث، نقش مقدمه‏اى را براى من داشت. نقطه برجسته تحول من، كتاب كوچكى بود كه اتفاقى به دست من رسيد. يكى از دوستان من كه از روى مقدارى از كتاب‏ها، كپى‏بردارى مى‏كرد، چند كتاب را به من هديه داد. در ميان اين كتاب‏ها، كتاب كوچكى‏بود كه حتى جلد هم نداشت و توسط وزارت ارشاد تهيه شده بود. موضوع كتاب درباره قيام امام حسين عليه‏السلام بود. قبل از مطالعه اين كتاب، درباره امام حسين عليه‏السلام مطالبى را شنيده بوديم. از طرف ديگر، به دليل انس با انقلاب ایران، به تشيع هم به شكل كلى علاقمند بودم و نگاه من به تشيع، نگاه به يك مكتب خرافى و باطل نبود. همچنين نقش موفق حزب‏الله در جنوب لبنان هم در اين علاقمندى بى‏تأثير نبود. از طرف ديگر، برخى تبليغات ايران در جهان عرب، مانند نشريه العالم هم مسائل ايران را برايمان منعكس مى‏كرد. برخى متون دينى تشيع، مثل دعاهاى منقول از اهل‏بيت عليهم‏السلام بسيار در ما تأثيرگذار بود. تمامى اين عوامل، باعث ايجاد نوعى انس با تشيع براى ما شده بود. قبل از مطالعه اين كتاب، دسترسى به كتاب‏هاى تاريخى نداشتم تا با مسائل تفصيلى عاشورا آشنا شوم؛ ولى اين كتاب مختصر، وقايع را به شكل زيبايى مطرح كرده بود. اين كتاب، روى من بسيار تأثيرگذار بود؛ به طورى كه من و همسرم، هنگام مطالعه كتاب، اشك در چشم‏هايمان حلقه مى‏زد. كتاب، ابعاد جديدى از حركت و مبانى امام حسين عليه‏السلام را برايمان روشن كرد. احساس خسران مى‏كردم كه چرا به اين ابعاد اعتقادى زودتر دست پيدا نكرده بودم و به نوعى خودم را سرزنش مى‏كردم. در مراحل بعد، اشعار عربى بزرگانى از شيعه به دستم رسيد.شعرهاى دعبل خزاعى، كميت اسدى و سيد حميرى و ديدم كه تصوير بسيار بلندى از اهل‏بيت عليهم‏السلام ارائه مى‏دهند و در عين حال، شعر اين بزرگان، نشان‏دهنده عمق مبارزه‏اى بود كه ميان اهل‏بيت عليهم‏السلام و دشمنانشان انجام شده بود.بعد از آن كتاب المراجعات به دستم رسيد، با علاقه زيادى تمام بخش‏ها و نامه‏هاى رد و بدل شده ميان علامه سيد حسين شرف‏الدين و شيخ سليم البشرى را مطالعه كردم.قدرت استدلال مذهب تشيع و اقرار شيخ البشرى به اين مسئله، توانايى بالاى سيد شرف‏الدين در اداره گفت‏وگو و مسائل اختلافى، زبان ادبى زيبا و سطح بالاى ادبى كتاب، در جذب من به مذهب تشيع بسيار مؤثر بود. بعد از خواندن اين كتاب، از درون، به حقانيت تشيع اطمينان پيدا كردم و به اين نتيجه رسيدم كه در طول تاريخ اسلام، تحريف بزرگى به وجود آمده است.كتاب معالم المدرستين، نوشته علامه عسگرى هم در قانع كردن من نسبت به تشيع مؤثر بود. اين كتاب، كتابى قوى و مستدل بود.پس از مطالعه این کتب به نوعى به خودم بازمى‏گشتم و تجربيات شخصى خودم را از دوران كودكى مرور مى‏كردم و فهميدم كه چرا هنگام شنيدن نام حضرت على عليه‏السلام،در قلبم، اين محبت فراوان و خشوع زياد را احساس مى‏كردم؛ و بعدها با خواندن كتاب «شيخ المضيره ابوهريره»، شخصيت واقعى ابوهريره نیز برايم كشف شد و باز فهميدم كه چرا در دوران كودكى، نام اين شخصيت اصلاً برايم جاذبه‏اى نداشت.در همه مراحل تصميم گرفتم كه نتيجه‏گيرى عجولانه‏اى نداشته باشم؛ چون به اين نتيجه رسيده بودم كه مكتب تشيع، در باورهاى خود به استدلال‏ها و متون قوى دينى استناد دارد.و در آخر اینکه: تحول من به تشيع، به سختى و دشوارى انجام نشد؛ بلكه با توجه به زمينه‏هايى كه توضيح دادم، من بسيار آسان تشيع را پذيرفتم..